خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر ز آن گل شمیمی هست باد صبحگاهی راکه دارد این نشاطافزایی و اندوهکاهی را
۲
ز دوزخ گو مترسان داغ هجران دیده را زاهدکز آتش نیست باکی دور از آب افتاده ماهی را
۳
چو ماهر کس نشد گم در ره عشقت چه میداندغم بیرهبری و محنت گمکردهراهی را
۴
ندانی گر ز حرمان زلال وصل خود حالمبیا بنگر تپان در خاک این لبتشنه ماهی را
صفحهٔ ۱ از ۲