خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدا را ای نسیم احوال زار مستمندی رابه جان از خار هجر آماده هر ساعت گزندی را
۲
ببین و چون کبوتر سوی دور افتاده یار منمهیا شو از این گلزار پرواز بلندی را
۳
به هرجا بینی آن رم کرده آهو را که افکندههوای صید او در خاک و خون هر صید بندی را
۴
به کویش تا کی ای نامهربان از رشته دوریکنی افزوده هر دم عقدهای هر لحظه بندی را
صفحهٔ ۱ از ۳