شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تنگی دل نیست به لب ره نفسم رایا رب کند آگاه که فریادرسم را
۲
در وصلم و از هجر بود ناله زارمآویخته صیاد به گلبن قفسم را
۳
نالم ز پی ناقه‌اش اکنون که ندیده استخاموش نشیننده محمل جرسم را
۴
درمانده خاشاک تنم کو مدد اشکشاید که به سیلاب دهد مشت خسم را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth