شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرستگرچه او را هر نفس بر من جفایی دیگرست
۲
من بر او ساعت به ساعت فتنه زانم کز جمالهر زمان او را به من از نو عنایی دیگرست
۳
گر قضا مستولی و قادر شود بر هر کسیبر من بیچاره عشق او قضایی دیگرست
۴
باد زلفش از خوشی می‌آورد بوی عبیرخاک پایش از عزیزی توتیایی دیگرست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth