خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانی و به کنه تو کسی پی نبرد جاناچه عامی و چه عارف چه جاهل و چه دانا
۲
ظاهر نگرد عامی ز آن روی به دام افتداز طره و دستار و دراعه مولانا
۳
من شکوه ز بیدادت هرگز نکنم لیکنبر بنده روا نبود جور این همه سلطانا
۴
نائی به سرم هرگز میرم که پس از مردنشاید گذر اندازی بر خاک من احیانا
صفحهٔ ۱ از ۲