شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سینه خود یار نهد سینه ما راتا تازه کند حسرت دیرینه ما را
۲
در کسوت فقریم تن آسوده سزد فخربر جامه زر خرقه پشمینه ما را
۳
زان سینه که باشد تهی از کینه اغیارظلم است که بیرون نکنی کینه ما را
۴
خون در دل ما نیست که این چشم گهربارپرداخته از بهر تو گنجینه ما را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth