شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان چشم پر از خمار سرمستپر خون دارم دو دیده پیوست
۲
اندر عجبم که چشم آن ماهناخورده شراب چون شود مست
۳
یا بر دل خسته چون زند تیربی دست و کمان و قبضه و شست
۴
بس کس که ز عشق غمزهٔ اوزنار چهار کرد بر بست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth