خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار یار امروز یاری نیست یاران را چه شدکس بکس مهری ندارد دوستداران را چه شد
۲
دجلهها خشکید و از دریا بخاری برنخاستکشت عالم زرد گشت ابر بهاران را چه شد
۳
هیچ کس زین دوستان ظاهری نبود که نیستدوستی دشمن بباطن دوستداران را چه شد
۴
کس نمیآرد بجولان رخش در میدان عشقمانده است این عرصه خالی شهسواران را چه شد
صفحهٔ ۱ از ۳