خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیستتا درد عاشقی نچشد مرد، مرد نیست
۲
آغاز عشق یک نظرش با حلاوتستانجامِ عشق جز غم و جز آه سرد نیست
۳
عشق آتشیست در دل و آبیست در دو چشمبا هر که عشق جفتست زین هر دو فرد نیست
۴
شهدیست با شرنگ و نشاطیست با تَعَبداروی دردناکست آن را که درد نیست
صفحهٔ ۱ از ۲