شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۲۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشاب بزمی که سرخوش از شراب صحبت جانانبرقص آیم چو مستان دست‌کوبان پای‌افشانان
۲
بیک جام میم کافر شناسد زاهد و داندمسلمان خویش را و میخورد خون مسلمانان
۳
ز بیقدری کشم از آسمان نازی درین محفلکه دارد میزبان سفله بر ناخوانده مهمانان
۴
دلم خون شد ز شوق نارپستان بتان تا کیخورم حسرت ز نخل قامت این نارپستانان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth