شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشتاشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشت
۲
من ز غم رفتم ولی ترسیدم از نظاره‌ایکاندرین ساعت برین ره حور یا حورا گذشت
۳
گفت خورشید خرامان دیدم و ماه سماکز تکبر دوش او بر زهرهٔ زهرا گذشت
۴
لولو لالا همی بارم ز عشقش در کنارکز کنارم ناگهان آن لولو لالا گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth