خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفتدست ازین مشتی ریاست جوی دون بر سر گرفت
۲
عالم پر گفتگوی و در میان دردی ندیداز در سلمان در آمد دامن بوذر گرفت
۳
اینت بی همت که در بازار صدق و معرفتروی از عیسا بگردانید و سم خر گرفت
۴
سامری چون در سرای عافیت بگشاد لباز برای فتنه را شاگردی آزر گرفت
صفحهٔ ۱ از ۴