خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دیر و کعبه در عشق گر نبودم نشانیکافیست بر جبینم گردی ز آستانی
۲
هر دم فغانم آید جانسوزتر که چون نیدارم ز زخم تیرت پر رخنه استخوانی
۳
آهی که از تو دزدد در سینه خسته جانیتیغیست در غلافی تیریست در کمانی
۴
در گلشنی که نتوان بیناله یکدم آسودکو فرصتی که بندم بر شاخی آشیانی
صفحهٔ ۱ از ۴