خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱
ترکیبات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم مست تو همان آفت جانست که بودتیر مژگان تو دلدوز چنانست که بود
۲
نگه گرم همان شعله فشانست که بوددر نگین تو همان زهر نهانست که بود
۳
لب لعل تو همان تلخ زبانست که بود
۴
گرچه خطت ز کف ناز عنان برد ترالشگر مورچگان تنگ شکر خورد ترا
صفحهٔ ۱ از ۶