خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا سوی خرابات شد آن شاه خراباتهمواره منم معتکف راه خرابات
۲
کردند همه خلق همی خطبهٔ شاهیچون خیل خرابات بر آن شاه خرابات
۳
من خود چه خطر دارم تا بنده نباشم؟چون شاه خرابات بود ماه خرابات
۴
گر صومعهٔ شیخ خبر یابد ازین حرفحقا که شود بندهٔ خرگاه خرابات
صفحهٔ ۱ از ۳