خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۴۳
ماده تاریخ
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیف از اسماعیل آن روشن دل صافی ضمیرکامد او را سنگ بر مینای هستی ناگهان
۲
با دلی چون شیشه ساعت پر از گرد ملالبست بازرگانی عاقبت زین خاکدان
۳
مرهم لطفی ندید از گیتی و با خویش بردلالهسان داغی که بردش بر جگر زین گلستان
۴
بود از این گلزار فانی تنگدل ناگه رسیدبر دماغ او شمیمی از بهشت جاودان
صفحهٔ ۱ از ۲