شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱

مستزاد

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند از ستم فلک درین باغ خرابگریم چو سحاب
۲
از سوز جگر رود ز چشمم خونابمانند کباب
۳
باشد که رهائیم دهد زین تب و تابکو بانگ رباب
۴
شاید که بر آتش من افشاند آبکو جام شراب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth