شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکس که ز عاشقی خبر دارددایم سر نیش بر جگر دارد
۲
جان را به قضای عشق بسپاردتن پیش بلا و غم سپر دارد
۳
گه دست بلا فراز دل گیردگه سنگ تعب به زیر سر دارد
۴
پیوسته چو من فگنده تن گردددل را ز هوای نفس بر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth