شعر را زندگی کن
خلوتی با الهامی کرمانشاهی

بخش ۳۶ - ذکر راه گم کردن جناب مسلم و مردن آن دو نفر بلدی راهش از تشنگی

خیابان اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هامون رسیدند چون ناگهانره کوفه ازچشمشان شد نهان
۲
زلب تشنگی آن دو تن ره شناسزدست اجل درکشیدند کاس
۳
چو آن هردو را نامور مرده دیدبه چشمش سیه شد جهان سفید
۴
به دل کرد اندیشه ی بی شمارچه چاره که بد امرپروردگار
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth