خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۵۲ - تنگ شدن کار بر محمد بن اشعث و کمک خواستنش از ابن زیاد
خیابان اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرستاد وزان تیره دل یار خواستبه پیکار مسلم مددکار خواست
۲
چنین داد سالار خود را پیامکه شد شرزه شیری برون از کنام
۳
که پولاد جان است و خارا تن استبه کین چنگ و دندانش از آهن است
۴
نجوید گریز و نترسد ز جنگبه ما کرده او یک تنه کارتنگ
صفحهٔ ۱ از ۵