خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۶۶ - رها کردن مشکور کودکان را و فرستادن به طرف قادسیه
خیابان اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زکف حرمت هردو نگذاشتیهمی پاس حرمت نگهداشتی
۲
چو بگذشت ازآن داستان روزچندهمه پست شد فتنه های بلند
۳
روان شد به زاری شبی ازشبانبرآن دو زیبا جوان روزبان
۴
برآن دو شهزاده ی پاک خویبگفت این و بنهاد برخاک روی
صفحهٔ ۱ از ۹