شعر را زندگی کن
خلوتی با الهامی کرمانشاهی

بخش ۷۳ - بردن حارث معلون آن دو طفل را از بهر کشتن به کنار فرات

خیابان اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ستمکار حارث کمندی به دستبهم برد و بازوی طفلان ببست
۲
سپس زی فرات آمد او رهسپرابا کودکان و غلام و پسر
۳
شد از کرده ی شوی زن درشگفتخروشان به دنبالشان ره گرفت
۴
بدو گفت کز داور آزرم دارز پیغمبر راستیم شرم دار
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth