خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۷۸ - درشکایت از آلایش به رنگ هستی و خود پرستی
خیابان اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو ای قید هستی چه بندی مرا؟که رنج دل مستمندی مرا
۲
رها گر ز بند تو گردیدمیبه جز نیستی هیچ نگزیدمی
۳
چه ستواری ای دل گسل بند منتورا بگسلاند خداوند من
۴
که از تست هر بد که آید مراز بود تو هر فتنه زاید مرا
صفحهٔ ۱ از ۷