خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۹۰ - اجازه ی نبرد خواستن ح علی اکبر(ع)
خیابان دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پدر را چو در رزم بی یار دیدشکسته دل از مرگ سالار دید
۲
همه پهنه پر دشمن و شاه فرددل نازکش گشت لبریز درد
۳
به خود گفت تا چند باید درنگکه یکباره بر شاه شد کار تنگ
۴
کنونش که جز تو تنی یار نیستکسی کو رود سوی پیگار نیست
صفحهٔ ۱ از ۱۴