خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۹۲ - زبانحال ام لیلی و تسلی دادن ح علی اکبر مادر خودرا
خیابان دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگفت ای زمهر تو جان درتنمجهان بین به دیدار تو روشنم
۲
روان تن و مایه ی کام مننکورو جوان دلارام من
۳
نگه کن به لیلای دلخون خودبدین ناتوان پیر مجنون خود
۴
ببین تا چسان گشته پشتش کمانز دور سپهر و زجور زمان
صفحهٔ ۱ از ۱۶