شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کندصدهزاران ماه آن شب خدمت ماهی کند
۲
باد لطفت گر به دارالملک انسان بروزدهر یکی را بر مثال یوسف چاهی کند
۳
من چه سگ باشم که در عشق تو خوش یک دم زنمآدم و ابلیس یک جا چون به همراهی کند
۴
هر که از تصدیق دل در خویشتن کافر شودبی خلافی صورت ایمانش دلخواهی کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth