خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۴۲ - زخم زدن سران سپاه در قتلگاه بر آن مظلوم بیگناه
خیابان سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهر سو بدو ناکسان تاختندگشادند پیکان و تیغ آختند
۲
گرفتند گردش سران سپاهازاین گفته جویم به یزدان پناه
۳
بزد خولی آن زشت ناپاکخوییکی نیزه بر سینه ی پاک اوی
۴
سپس حجر حجاز تیری زکینزدش بر دهان مسیح آفرین
صفحهٔ ۱ از ۱۰