خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۴۹ - زبان حال علیا جاه سکینه خاتون با اسب بی صاحب پدر
خیابان سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پدر کشته دخت رسول انامسکینه، شکیب روان امام
۲
به عناب نسرین که بی آب خستبیافکند بر گردن باره دست
۳
بگفتا: که ای اسب فرخنده شاهتو آن دم که رفتی سوی رزمگاه
۴
نبودت چنین ساز یاقوتگوننبودت چنین یال و بر، غرق خون
صفحهٔ ۱ از ۵