خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۵۷ - اسب تاختن ده سوار بر اجساد پاک شهیدان
خیابان سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس از غارت خیمه ی شهریارز لشگر سپهدار بد روزگار
۲
گزین کرددونی بداندیش و گفت:یکی آرزو دارم اندر نهفت
۳
برآید اگر از شما کام منروان برشما گردد انعام من
۴
بتازید بر پشت اسبان، سوارزده نعل نو برسم راهوار
صفحهٔ ۱ از ۱۶