خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۶۲ - داستان جانگداز از ساربان و بیدادی که در قتلگاه کرد
خیابان سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که از رفتنش عرش شد پر خروشدل قدسیان اندر آمد به جوش
۲
غمین گشت شاه رسل در بهشتبرون شد از آن پای، برخاک هشت
۳
بیفتاد دست ولایت زکاربشد پنجه از ساعت کردگار
۴
ندانم چسان می سرایم منشکه دارد زبان بیم از گفتنش
صفحهٔ ۱ از ۲۷