خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۳۹ - گریختن شمر پلید با سنان انس و پانزده نفر
خیابان چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنی چند از یاران خود را خواندسخن ها زکردار مختار راند
۲
نیابیم گفت او که دانم امانسرآرد مر این مرد ما را زمان
۳
ازآن پیش کز ما کشد کیفراروا نیست ما را درنگ ایدرا
۴
همان به ره بصره گیریم پیشرهانیم جان از بداندیش خویش
صفحهٔ ۱ از ۲۷