خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماز شام چو کرد آن لطیف کودک خوببه عزم راه نشاط رکاب و رای رکوب
۲
شبم دو شد که دو خورشید در یکی ساعتمرا غریب بماندند و کرد رای غروب
۳
سپهر و مهر چو او پای در رکاب نهادخجل شدند هم از راکب و هم از مرکوب
۴
چو دور شد ز دو چشمم دو چشمه خورشیددو چشمه گشت دو چشمم ز فرقت محبوب
صفحهٔ ۱ از ۸