شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۲۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این پری رویان که با زلف پریشان آمدندآدمی را اصل و فرع فتنه ایشان آمدند
۲
عاشقان را با سر کار پریشان کرده اندتا به میدان با سر زلف پریشان آمدند
۳
از رخ رنگین قرین آذر برزین شدندوز لب شیرین شریک آب حیوان آمدند
۴
زلفشان چو زنگیان پاسبان بر گرد رخراست گویی گنج خوبی را نگهبان آمدند
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth