شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۳۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورندو آمد آن روز که مرغان همه جز گل نچرند
۲
دلبران بوسه به عشاق دراین فصل دهندبیدلان پرده اندیشه در این فصل درند
۳
گل و لاله چو رخ و عراض معشوق شدندعاشقان سوی گل و لاله از آن می نگرند
۴
عجب این است که بی می نتوانند شکفتاندر این فصل کسانی که ز می برحذرند
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth