خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو کهربا شد برگ و چو لعل گشت عصیرگره گره چو زره شد ز باد روی غدیر
۲
مشعبدی کند اکنون خزان همی به درستکه وصف حال جهان را همی کند تغییر
۳
ز مرغزار برون کرد حله کمسانز جویبار برآهیخت جامه تعبیر
۴
خلنده گشت از او باد خاصه در صحراگزنده گشت از او آب خاصه در شبگیر
صفحهٔ ۱ از ۷