شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۴۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو کهربا شد برگ و چو لعل گشت عصیرگره گره چو زره شد ز باد روی غدیر
۲
مشعبدی کند اکنون خزان همی به درستکه وصف حال جهان را همی کند تغییر
۳
ز مرغزار برون کرد حله کمسانز جویبار برآهیخت جامه تعبیر
۴
خلنده گشت از او باد خاصه در صحراگزنده گشت از او آب خاصه در شبگیر
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth