خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسیدمملکت بر وی سهی شد ملک بر وی آرمید
۲
نامه آن نامهست کاکنون عاشقی خواهد نوشتپرده آن پردهست کاکنون عاشقی خواهد درید
۳
دلبران را جان همی بر روی او باید فشاندنوخطان را می همی بر یاد او باید چشید
۴
آفت جانهای ما شد خط دلبندش ولیکآفت جان را ز بت رویان به جان باید خرید
صفحهٔ ۱ از ۲