شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۷۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماهگفتا دراین مه از رخ من آرزو مخواه
۲
گفتم چرا مرا نرسانی به آرزویگفتا به آرزوت در این ماه نیست راه
۳
گفتم سیه به رنگ گناه است زلف توگفتا گناه و زلف نشاید مگر سیاه
۴
گفتم یکی به سوی دو زلفت نگه کنمگفتا گنه بود چه کنی در گنه نگاه
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth