خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۸۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نباشی یک زمان از عشق خالیکه دایم در بلای زلف و خالی
۲
کرا در سر خرد باشد، نداردسر از سودای زلف و خال خالی
۳
همی تا عارض چون بدر بینیبه گوژی و نزاری چون هلالی
۴
به قد چون الف تا دل سپردیبه قامت لاجرم هم شکل دالی
صفحهٔ ۱ از ۱۱