خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای من غلام عشق که روزی هزار باربر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار
۲
این عشق جوهریست بدانجا که روی دادبر عقل زیرکان بزند راه اختیار
۳
جز عشق و اختیار به میدان نام و ننگنامرد را ز مرد که کردهست آشکار
۴
جز درد عشق غمزهٔ معشوق را که کردبر جان عاشقان بتر از زخم ذوالفقار
صفحهٔ ۱ از ۲