خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا در دل بود بازار یارعمر و جان و دل کند در کار یار
۲
خاصه آن بی دل که چون من یک زمانبر زمین نشکیبد از دیدار یار
۳
کبک را بین تا چگونه شد خجلزان کرشمه کردن و رفتار یار
۴
بنگر اندر گل که رشوت چون دهدخون شود لعل از پی رخسار یار
صفحهٔ ۱ از ۴