شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۱۳

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آرزومندی من خدمت و دیدار تو راچون جفای فلک و محنت من بسیار است
۲
تن من کز تو جدا ماند به نزد همه خلقچون جهان پیش دل و چشم تو بی مقدار است
۳
دلم از فرقت تو تنگ چو چشم مور استعیشم از دوری تو تلخ چو زهرمار است
۴
بدل خواب و خرد در دل و در دیده منشب و روز از غم دیدار تو خون و خار است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth