خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴۰
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دریغا که عهد برناییعهد بشکست و جاودانه نماند
۲
از زمانه غرض جوانی بودلیکن از گردش زمانه نماند
۳
آب معشوق را زمانه بریختکآتش عشق را زبانه نماند
۴
زان همه عیشها که ما کردیمبهرهٔ ما به جز فسانه نماند
صفحهٔ ۱ از ۴