خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۴۲
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قرب یک ماه شد که در شب و روزچشم من ماه و آفتاب ندید
۲
اندر آن خانهام که در همه عمرهیچ جغدی چنان خراب ندید
۳
ز آتش دل کباب شد جگرمز آتش دل کسی کباب ندید
۴
تا در این خانهام ز بیداریدیدهٔ من خیال خواب ندید
صفحهٔ ۱ از ۳