شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۹

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست ممکن که به وصل تو رسد کس به شتابچه کنم صبر کنم تا به مدارا برسد
۲
وعده بوسه ز امروز به فردا فکنیوای من گر نرسد بوسه و فردا برسد
۳
بوسه ای را لبت از من به دلی قانع نیستقصد جان کرد به مقصد برسد یا نرسد
۴
این چنین عشق که من دارم از آن لب که تو راستهیچ شک نیست که این کار بدانجا نرسد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth