خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۳۴
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی دوست مانده ام چو تو را دوست خوانده امکز دوست دوستانه ندیدم جزای خویش
۲
گر عاشقی خطاست به نزدیک عاقلانآن عاشقم که خوش بودم با بلای خویش
۳
ماهی و دل هوای تو را کرده است خوشخرم دلی بود که گزیند هوای خویش
۴
آنم که تا اجل نرسد در قفای منیابی دعای خیر من اندر قفای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲