خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز ما سیر آمده بدرود باشما نه خشنودیم تو خشنود باش
۲
کشته ما را گر فراقت ای صنمتو به خون کشتگان ماخوذ باش
۳
غرقه در دریای هجران توامدلبرا دریاب ما را زود باش
۴
هجر تو بر ما زیانیها نمودتو به وصلت دیگران را سود باش
صفحهٔ ۱ از ۲