خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برای خشت خم خوبیم گو آن پیر ترسا راکزین بازیچه طفلان خرد مشت گل ما را
۲
جهان را نیست آن معنی که باید فکر آن کردنالف با خوان هر مکتب شکافد این معما را
۳
به خود از بهر حسرت داد راهم ورنه معلومستز دریا چند در آغوش گنجد موج دریا را
۴
همین بس شاهد بیاختیاریهای مشتاقانکه عذر از جانب یوسف بود جرم زلیخا را
صفحهٔ ۱ از ۲