خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمّار باششو بری از نام و ننگ و از خودی بیزار باش
۲
دین و دنیا جمله اندر باز و خود مفلس نشیندر صف ناراستان خود جمله مفلسوار باش
۳
تا کی از ناموس و زرق و زهد و تسبیح و نمازبندهٔ جام شراب و خادم خمّار باش
۴
میپرستی پیشهگیر اندر خرابات و قمارکمزن و قلاش و مست و رند و دردی خوار باش
صفحهٔ ۱ از ۲