خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل شکسته بود تحفه خزینه مانگین ملک توان ساخت ز آبگینه ما
۲
چراغ صومعهها زنده میتوان کردنبه دوستی تو، یعنی به سوز سینه ما
۳
تو کار غیب چه دانی که چیست؟ طعنه مزنکه جز به مصلحتی نشکند سفینه ما
۴
مکن به کشتن ما مشورت که تا بودستبه فال دوست مبارک نبوده کینه ما
صفحهٔ ۱ از ۲