خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شهر ما به دولت عشق احتیاج نیستدر هیچ گوشه نیست که صد تخت و تاج نیست
۲
چشم تری به چین جبین می توان فروختکار وفا هنوز چنان بی رواج نیست
۳
خاطر به خنده گل و مل وانمی شودغیر از گریستن غم دل را علاج نیست
۴
شهری به شیشه دل ما سنگ می زننددر هیچ پای نیشتری از زجاج نیست
صفحهٔ ۱ از ۲